یعنی رای من شمرده نشد؟
کاشکی باخودم خودکاربرده بودم...
یه کمی کارا پیچیده به هم
پدرشوهربیمارستان خوابیده
ازسفربرگشتیم خیلی رویایی بود
میتونم بگم بهترین سفرعمرم
سرفرصت میام وهمه چیزو میگم
یکی دوساعت دیگه داریم میریم نمایشگاه کتاب
چقدرپراکنده!!!
هنوزکاملا اینجاجانیفتادم یه کمی سختمه...خونه جدیدو میگم
دوهفته ای ازعروسیمون میگذره
خیلی حال میده برعکس همه تازه عروس دوماداکه اول زندگیشون خونه ی خودشون نیستن وهمش اینورواونورن من وپدرام برعکس ترجیح میدیم بیشترخونه باشیم وازوجودهم استفاده کنیم وصحبت میکنیم..البته شباهاا..روزاکه جفتمون سرکاریم من یک ساعتی زودترمیام شام درست میکنم خیلی حال میده حس خوبیه خونه داری ..دلم میخوادبیشترخونه باشم
دلم میخوادیه مدتی نرم سرکاروخونه داری کنم ..
بعدازیه مدت بدوبدو کردن واسه کارای عروسی به یه استراحت نیاز داریم جفتمون...ولی خب فکرامون بیشتراز جسممون خستس
خدامیدونه که روزای آخری که مونده بود به عروسی چقدردغدغه داشتیم .بی پولی یعنی من تا لحظه آخرفکرنمیکردم پوله جورشه
آرایشگرمم یه روزقبل ازعروسی بهم وقت پاکسازی دادو گفته بودبایدروزپاکسازی حسابتوتسویه کنی که خداروشکردقیقه نود جور شد
..باورکنید وجود خدارو تواون روزا کاملا حس کردم چقدر به دادمون رسید...درعین ناباوری پول جورشد
ماه عسل جمعه دیگه ساعت ۱۱برای کیش بلیط داریم
قرارشده این ۳ روزی روکه اونجاییم به هیچ چی فکرنکنیم وفقط خوش بگذرونیم
**ازروزی که زندگیمون شروع شده ازاین گلااسمشو یادم نیست گذاشتیم توآب تاهمزمان باعشقمون رشدکنه ..خواهرشوهری برامون آورد...هنوزخیلی کوچولوهه ها
پیشاپیش عیدتون مبارک
تروخداتوتحویل سال منویادتون نره دعاکنید
ماروفراموش نکنید
این آپ آخرم تواین سال بود
آپ بعدی توسال جدیدتو خونه جدید
سلام خیلی دوست دارم بنویسم چی داره بهم میگذره
ولی خب واقعا وقت نمیشه
به هرحال ببخشید
فقط 12روزدیگه مونده
پول یه سری چیزاهنوز جورنشده لباس عروس 100 تومنش مونده که بریم تحویل بگیریم
دیشب رفتیم برای پدرام کت وشلوارگرفتیم وساعت
خیلی فکرش درگیره خداکنه همه چی خوب پیش بره
واای کی عروسیمون تموم میشه خیالم راحت شه
انقدرکه این روزااسترس دارم هیچوقت نداشتم
بالاخره پس ازمدتهاامروزوفردا کردن ومنتظرموندن واسه ساخت خونه جهیزیه روبردیم خونه ی عشقمون
آخیش خیالم راحت شد
انگاری بار روی دوش من بود
انقدراتاقم پرشده بودازاثاث شبهاکه میخواستم بخوابم مجبوربودم پامو تا کنم
چندوقتیم بود که دیگه پدرام شبانمیتونست بمونه خونمون
تاقبل ازخرید جهازمیتونست هفته ای یکباربمونه ولی ازوقتی
که اتاقم پراثاث شددیگه جانبود
...
هنوزم که هنوزه بعدازاین همه خرید بازم یه چیزایی کم دارم
وبایدبخرم
خداکنه که پول کم نیاریم وبااین پولی که مونده بشه خریداری باقیمونده
روکرد![]()
![]()
دایی خان فعلا توترکه!
هیچ کس امیدوار نیست که اون بتونه اینبارهم ترک کنه!!نمیدونم چرا؟
پدرامم میگه تاخودش نخوادنمیتونه
براش نمک نذرامامزاده صالح کردم
خیلی درگیر کارای عروسی هستیم هرچی میخریم واسه جهاز بازم کمه
ولی خب دیگه آخراشه
آرایشگاه پیدا کردم ورفتتم رزرو کردم
لباس عروسم باخواهرشوهرم رفتم سفارش دادم
ازتوژورنال انتخابش کردم ازمدلای آماده خوشم نیومد
پنجشنبه رفتیم خونه ی خواهرشوهرکوچیکه کلی مدل لباس عروس ازتواینترنت درآوریم
ولی ازهیچ کدومش خوشم نیومدهمش دکلته وتکراری بود
میمونه سفره ی عقداونوهنوزنرفتم دنبالش یه سفره ی شیک میخوام
راستشوبخواین بچه هامن دلم میخواد جهیزیم خشگل چیده شه توخونم
کسی سی دی آموزششو جایی ندیده یاکتابشو؟هرچیزی که بتونم ازتوش ایده های جالب دربیارم
تواینترنت سرچ کردم ولی چیزی پیدانکردم
باز دوباره دعاهاشروع شد واسه جوونی که خودش نمیخواد دیگرون اجبارش میکنن که ترک کنه
مصرفش بالا رفته روزی 50 -60 تومن از مادرجون میگیره واسه خرج اعتیادش -اونم خیلی پیره بدبخت بایه حقوق بازنشستگی باید خرج اعتیادلعنتی پسرش روهم بده همش غصه دایی رومیخوره خیلی سعی میکنه اون ترک کنه به هرجایی که بگی بردتش به چندتاازاین مراکزترک اعتیادهم رفتند ولی دوباره بعد از چند روز شروع کرده...
من اطلاع دقیقی ندارم ولی میگن ترک ک *ر*ا*ک سخت ترازبقیه ی موادمخدرهاست
ولی اینبارمیخوان بدنشو سم زدایی کنن تاتموم سموم ازبدنش دربیاد ودیگه نره طرفش یه
قرصایی هم بهشون میدن که بعدش باید مصرف کنن تااحساس تنفرازمواد پیداکنن!
هربار امیدواریم که ترک کنه وواسه همیشه سالم بشه ..
اینباربازهم امیدواریم ..