یواش یواش داریم خریدای عروسی رو انجام میدیم خوبیش اینه که عزیزم همش تاکید داره هرچی دوست داری بردار به قیمتش توجه نکن ولی خب من نمیتونم دست رو چیزایی میذارم که خوشم بیاد وزیادم گرون نباشه ![]()
دیشب رفتیم کوچه برلن چمدون وحوله تن پوش ولباس خواب سشوار اپیلیدی واینا خریدیم خودمون دوتایی رفتیم بدون اینکه پدرام به مامانش اینا بگه همین جوری یدفعه رفتیم به عزیزم گفتم نمیخواد بهشون بگی نمیشه که هرجابخواییم بریم به اونا بگیم
کلیم خسته شدیم گرسنه هم بودیم شدید کفشمم پدر پامو در آورد ازبس پاموزد بعدش رفتیم رستوران لوکس طلایی بخوربخور..کباب برزیلی خوردیم من تاحالا تست نکرده بودم خیلی خوشمزه بود همیشه تولوکس طلایی دیده بودم زیاد تبلیغشومیکرد ولی ریسک خوردنشو نکرده بودیم
راستی من نتونستم پست بذارم 3شب پیش سالگرد عقدمون بود یکساله شدیم ...پدرام ازم پرسیید چی برات بگیرم منم که خیلی وقت بود یه دوربین دیجیتال حرفه ای دلم میخواست گفتم برام یه دوربین عکاسی دیجیتال گرفت البته 1 هفته قبلش رفتیم جمهوری باهم خریدیم خیلی دوست میدارمش ...کلی توعروسیمون عکس میگیریم باهاش..اولین عکسایی که تواین دوربین سیوشدعکسای سالگردعقدمونه..منم ست کامل افترشیو براش گرفتم آخه تهش مونده بود داره تموم میشه ...روز خوبی بود..دوتایی کلی بهمون خوش گذشت .بعدازشام هم رفتیم پارک جمشیدیه که خیلیم سرد شده بود یه کم اونجابودیم وبرگشتیم دیگه بایدازاین به بعدکاپشنارو دربیاریم پشت ماشین شده اتاق پرو..کاپشن من..کاپشن تو...کتونی تو..راکت بدمینتون ...
چه روزای خوبی مطمئنم این روزای خوب باتموم مشکلاتش دیگه برنمیگرده..به هم قول دادیم بهترین روزا روباهم بسازیم ...
این روزای تکرارنشدنی.. ![]()
![]()
سرویس طلا روخریدیم دیروز به اتفاق همسرومادرشوهروخواهرشوهر بزرگه.. البته من وپدی رفته بودم پسندیدم دیگه نمی دونم اینا واسه چی اومدن هی به پدرام میگفتم نمیخواد بیان یه جوری که بهشون بر نخوره بگونیان اونم گفت نمیتونم حوصله حرف وحدیثاشونو ندارم
تازه مامانش شبش زنگ زد به پدرام گفت زنگ بزن خواهرتم بیاد آخه اول قرار بود فقط مامانش بیاد کلا عادتشونه همه جاباید حضور داشته باشن..خلاصه برای حساب کردن بامااومدن...![]()
اون سرویس برلیانونخریدم که تو چهاراراه استانبول دیدم آخرسرم از صادقیه خریدیم..قشنگه خوشم اومد حالا خوبه اونام اومدن پسندیدن گفتن خوبه وگرنه من که نظرمو برنمی گردوندم
به پدرام گفتم من توخریدای بعدی با کسی نمیاما خودمون دوتایی میریم اونم گفت نه فقط توخرید طلا اینا باهامون اومدن دیگه نمیان برای خرید طلای داداش بزرگشم همشون رفته بودن اونوقت نمیدونم تو خریدای عروسی خوشونم راضی میشن یه ایل دنبالشون بره ؟
؟ایناهنوز این موردو تو خودشون جاننداختن که بابا قدیمی شد باعروس داماد رفتن خرید عروسی!!
الان میگید چه داهاتی پاشدن همشون باهم رفتن خرید طلا
چیکارکنم والله ماهم ازاین رسما نداریم اینااین مدلین چیکارکنم باید تحمل میکردم تا حرفی پیش نیاد ![]()
یکی نیست بگه آخه مجبوری از رو چشم وهمچشمی فامیلای زنت بری یه وام کلون ازاین بانکاخصوصی برداری وبری خونه بخری که کم نیاری اونوقت هی زنگ بزنی به ماکه خودمون وضعیتمون خوب نیست پول غرض بگیری الان خونه داری ولی باهزار بدبختی خریدیش که بدرد نمیخوره هی باید پول غرض کنی تا قسطای بانکو جور کنی!!![]()
خیلی خوش گذشت بادخترخالموشوهرش رفتیم بعدشم رفتیم پارک ساعی واسکیت بازی منم بلد نبودم کلی خوردم زمین وهی به من خندیدن.. بعدشم رفتیم آب آلبالو خوردیم وشبم اومدیم پدرام منو گذاشت خونه رفت خونشون..
فرداتولد دوستم سحره امروز میخوام برم براش یه ادکلن بخرم البته انقدر پررو تشریف داره خودش گفته برام ادکلن بگیر!!بچه پررو![]()
پنجشنبه رفتیم چهارراه استانبول پاساژ پروانه یه سرویس برلیان دیدم خوشم اومد البته یه کم قیمتش بالاست دلم نمیاد پدرام یه کم دست وبالش خالیه ..تواین موقعیت دلم نمیاد زیاد بهش فشار بیارم خسته شدیم خیلی زیاد دنبال سرویس گشتیم هرکدوم یه مشکلی داشت دیگه احتمالا میریم همونو میخریم ..![]()
![]()
میخوام دوباره بنویسم
البته بااجازه پدرام ..قول گرفت ازم
اگه مینویسم کم بنویسم ...نمیدونم دیگه چرا !!ولی پدی مخالف بانوشتنم!!برعکس خودم خیلی دوست دارم..
خیلی دلم واسه اینجاتنگ شده بود همش دلم میخواست بنویسم ولی پدرامو بیشتر دوست داشتم..میتونستم بیام یواشکی بنویسم
ولی دلم راضی نبود پنهان کاری کنم![]()
اینجوری خیالم راحته.خلاصه که اجازه ثبت نوشتهامو گرفتم.
نوشتنو یادم رفته تایادم بیاد دوسه تا پست طول میکشه
این روزا یعنی روزا که نه پدرام وقت نداره شبا میریم خرید -خرید عروسیمون الان دنبال سرویس طلام هستم
فعلا که چیزی نپسندیدم اگه جای خوبی که من بتونم یه سرویس شیک پیداکنم به غیراز پاساژ قائم وصادقیه..اینارو رفتم ولی چیزی پیدا نکردم بگید کجادیگه هست که مرکز طلاباشه![]()
آهان حتما فکرمیکردید تاالان دیگه من رفته باشم سر خونه وزندگیم ولی نه هنوز خونمون آماده نشده دارن میسازن دیگه مراحل آخرشو طی میکنه دارن نماشو درست میکنن خدا کنه زودتر تموم شه..
دیگه چی ی ی ی....اوم م م آهان تواین مدت وبلاگاتونو میومدم میخوندمااا ولی زیاد نظر نمیذاشتم فقط میخوندم وبهایی رو که دوست میداشتم![]()
من دیگه برم واسه اولین پست تو سال جدید بسه
**نیروانا کجایی آخه دلم خیلی برات تنگ شده آخه دختر اون همه خاطره باهم داشتیم کجا رفتی یه دفعه ..خیلی نظرات به دردم میخوره الان (درمورد تیپ ولباس وهمه چی )..به هرحال هرجاهستی خوش باشی امیدوارم دیگه تاالان یه پارتنر خوب واسه خودت پیدا کرده باشی وبه آرزوت رسیده باشی ![]()