تبليغاتX
من هستی( زندگی جدید)
برای بارنمیدونم چندم داییم روبردن بخوابونن واسه ترک..

 باز دوباره دعاهاشروع شد واسه جوونی که خودش نمیخواد دیگرون اجبارش میکنن که ترک کنه

 مصرفش بالا رفته روزی 50 -60 تومن از مادرجون میگیره واسه خرج اعتیادش -اونم خیلی پیره بدبخت بایه حقوق بازنشستگی باید خرج اعتیادلعنتی پسرش روهم بده همش غصه دایی رومیخوره خیلی سعی میکنه اون ترک کنه به هرجایی که بگی بردتش به چندتاازاین مراکزترک اعتیادهم رفتند ولی دوباره بعد از چند روز شروع کرده...

 

من اطلاع دقیقی ندارم ولی میگن ترک ک *ر*ا*ک سخت ترازبقیه ی موادمخدرهاست

ولی اینبارمیخوان بدنشو سم زدایی کنن تاتموم سموم ازبدنش دربیاد ودیگه نره طرفش یه

 قرصایی هم بهشون میدن که بعدش باید مصرف کنن تااحساس تنفرازمواد پیداکنن!

 هربار امیدواریم که ترک کنه وواسه همیشه سالم بشه ..

اینباربازهم امیدواریم ..

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 12:4  توسط هستی  | 

چقدرحال داد امسال محرمو باهم بودیم پارسالم به هم رسیده بودیم ولی محرموباهم نبودیم

توخیابونا

تقریبا همه جای شهرو رفتیم

چقدرعزاداریها باهم فرق داشت

بالاباپایین شهرباهم فرق داشتن

پایینی ها داغ تربود عزاداریشون

توهم که نذرتواداکردی

دعاکردیم وضعیتمون بهترشه..

مشکل چندانی باهم نداریم

فدات شم خداقبول کنه ...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 16:23  توسط هستی  | 

مرسی دوستای عزیز که نگران شدین فقط دعاتون برام کافیه..

اونروز خیلی روز بدی رو گذروندم روزپراسترسی بود هرچی هم به پدرام میگفتم میگفت تونگران نباش جورش میکنم بعدشم باهم دعوامون شد بهش گفتم خیلی بیخیالی آخه اون ضامنی هم که برامون ضمانت کرده از طرف منه خب من اینجوری بیشترتوفشارم

  منم گوشی روقطع کردم سردرد عجیبی گرفته بودم باقرص هم خوب نشدمیخواستم ازشرکت بزنم بیرون ولی خودموباکارسرگرم کردم تا ساعت ۵ بشه بزنم بیرون

شایدقبلااینجانگفته باشم کارپدرام یه جوراییه که همش باچکه ماهم یه چک داشتیم واسه چندروز دیگست تااین چکهابخوان پاس بشن جون آدم به لبش میرسه

اون چک روبردخوردش کردن چقدرم ازش کم شد مبلغش ۱۵۰۰۰۰۰بود تا۲۲پاس میشد ولی آخرین راه این بودکه خوردش کردیم ودوتاقسطونوباهم پرداخت کردیم

زنگ زد گفت قسطاروپرداخت کردم وای یه نفس راحتی کشیدم کلی منت کشی کرد تاباهاش آشتی کردم بهش گفتم توسر هرماه که میخوای قسط بدی میخوای انقدرمنوحرص بدی گفت تواشتباه میکنی من بیخیال نیستم ودربه در دنبال پول بودم وازاینجورحرفا

نمیدونم خدامشکل همه رو حل کنه وضعیت اقتصادیمون خیلی بهم ریخته بااین وضع که من اصلا نمیتونم کناربیام ....

پ.ن  تواین گیروداررفتیم یه چکمه هم خریدم ازاین بلندا حالا بگوتواین وضعیت خیلی واجب بود؟چیکارکنم پدرام منوبردباغ وچکمه برام خرید نمیدونم شاید میخواست منوازاین حال وهوا دربیاره...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 11:7  توسط هستی  | 

امروز روز پرداخت قسطمون هنوز نتونستیم پول جورکنیم خدایاکمکمون کن اگه نتونیم بدیم نامه میزنن واسه ضامنمون آبرومون میره

بااین میشه دومین قسطی که نتونستیم بدیم خیلی بدمیشه خدایا خودت کمک کن  تاساعت کاربانکهاپوله جورشه..

فقط خودت کمکمون کن خدایا...

 چقدرباضامنه رودروایسی داریم 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 11:32  توسط هستی  |