یه کمی کارا پیچیده به هم
پدرشوهربیمارستان خوابیده
ازسفربرگشتیم خیلی رویایی بود
میتونم بگم بهترین سفرعمرم
سرفرصت میام وهمه چیزو میگم
یکی دوساعت دیگه داریم میریم نمایشگاه کتاب
چقدرپراکنده!!!
+
نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:51  توسط هستی
|